دو شعر از پیمان فاضلی
" عروسک برقی "
می خندم ، می خندی
می گریم ، می خندی
عجب دل بزرگی داری
ای کاش
انسان
برای گریه کردن
به اندازه ی جعبه ی کوچکت
نمی فهمید .
***
" رویاهای کارگر راه آهن "
1
در قطاری که گذشت
زیباترین دختری نشسته
که مرا نمی شناسد
در ایستگاه آخر
مگر با خود می گوید
که چه آسوده رسیده ؟
2
کوه ریخت
قطار ایستاد
و زیباترین دختر
عاشق ریزعلی شد .